الشيخ المحمودي ( مترجم : جمشيد نژاد ، بينش )
48
عبرات المصطفين في مقتل الحسين ( ع ) ( سرشك خوبان ) ( فارسى )
10 - هنگامى كه عثمان بن مظعون در گذشت پيامبر صلى الله عليه و آله چنان گريست كه اشك بر گونههاى آن حضرت جارى شد . « 1 » 11 - هنگام درگذشت دخترش امكلثوم ، بر قبرش نشسته بود و مىگريست . « 2 » 12 - هنگامى كه فاطمه دختر اسد بن هاشم ، مادر حضرت على عليه السلام درگذشت ، پيامبرخدا صلى الله عليه و آله ، با پيراهن خود وى را كفن كرد و بر او نماز گزارد و بر وى هفتاد تكبير گفت و درون قبر رفت و به اطراف آن به گونهاى اشاره مىكرد كه گويا آن را فراخ و صاف مىكند ؛ و چون از قبر بيرون آمد چشمانش اشكبار بود . « 3 » دربارهء اين كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بر گذشتگان گريستهاند ، روايات بسيارى وجود دارد كه در بيشتر آنها ديگران نيز به گريستن تشويق شدهاند . از اين روايتها چنين نتيجه مىگيريم كه گريه سنّت آن حضرت بوده است ؛ و بدين لحاظ در جاىجاى سيرهء امامان عليهم السلام به چشم مىخورد . آن بزرگواران بهويژه در سوگوارى حضرت امام حسين عليه السلام سفارش كردهاند كه دوستانشان نسل بعد از نسل ، به عزادارى بپردازند . ميان صحابه پيامبر صلى الله عليه و آله نيز حالت طبيعى گريستن بر اموات ، يك سنّت جارى بود . مرثيهسرايى و خواندن شعرهاى حزنانگيز براى گذشتگان نيز ميان آنان رايج بوده است . در اينجا به برخى از آنها اشاره مىشود . هنگام وفات پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بزرگان صحابه در سوگ آن حضرت مرثيههايى سرودند كه در كتابهاى تاريخ ثبت است . از جمله پارهء تن وى يعنى حضرت زهرا عليها السلام ، سرور زنان جهان در سوگ پدر ، اشعار و مرثيههاى اندوهبارى دارد كه دو بيت آن را در اينجا نقل مىكنيم : ماذا عَلى مَنْ شَمَّ تُرْبَةَ أَحْمَدَ * أَنْ لايَشُمَّ مَدَى الزَّمانِ غَوالِياً
--> ( 1 ) - مسند ، ابن حنبل ، 6 / 43 ، 55 ، 206 ؛ المعجم الكبير ، 10 / 405 ، 25 / 146 ؛ سير اعلام النبلاء ، 5 / 481 . ( 2 ) - الطّبقات الكبرى ، 8 / 38 ؛ الغدير ، علامه امينى ، 8 / 231 ، مكتبة الإمام اميرالمؤمنين ( ع ) ؛ مسند ، ابن حنبل ، 3 / 126 ؛ المستدرك ، حاكم ، 4 / 47 ؛ السنن الكبرى ، 4 / 53 . ( 3 ) - مستدرك ، حاكم ، 3 / 108 ؛ المعجم الأوسط ، 1 / 151 ، مجمع الزوائد ، 9 / 256 ؛ مختصر تاريخ دمشق ، 12 / 73 ؛ تاريخ المدينة المنورة ، ابن شبّه ، عمر ، 1 / 123 ؛ وفاء الوفاء ، سمهودى ، على بن احمد ، 3 / 797 ؛ مغازى واقدى ، 2 / 766 ؛ تاريخ الإسلام ، ذهبى ، 2 / 489 - 488 .